wearabletherapy Photos & Videos

2 hours ago

Hung out with @lorrieblaze yesterday! 😀⁣ ⁣ I don’t shoot in the studio very often, so this one will definitely stand out in my feed lol ⁣⁣ ⁣⁣ The original idea was for a different project, something a little more creative. Sadly that didn’t quite work out due to some wardrobe design issues, but we’ll be trying again soon!! Stay tuned :)⁣⁣ ⁣⁣ ⁣⁣ ⁣⁣ ⁣⁣ ⁣⁣ ⁣⁣ ⁣⁣ #sudburyphotographer #portrait #akaiserphoto #portaitphotography #fashion #portraiture #style #stylish #socialenvy #wearabletherapy #pursuitofportraits #photooftheday #cool #model #makeportraits #peopleinframe #portraitpage #sudbury #weliveuphere #dj #underthebridge #graffiti #makeportraits #studioshot #portraitpage #portraitmood ⁣⁣

455
4 hours ago

Restock! The top saved in everyone’s Hearts 😍🏃🏻‍♀️

481
4 hours ago

قسمت۱۲ انجا بود که فهمیدم عاشق شدم وروزهای با مهدی بودن تو خاطراتم مثل عقربه های ساعت میگذاشت وگریه امانم نمیداد تو این یک ماه ما با هم بیرون رفتیم حرف زدیم ...عاشق شده بودم اما نفهمیدم پدرم وقتی دید که من ناراحت و...هستم گفت اشتباه کردم راه دادم .....من زدم زیر گریه به خدا پسرخوبیه ....بابام گفت تو چرا اینجوری میکنی مگه باهاش حرف زدی گفتم بله من قبلا باهاش حرف زدم ....بابام گفت اصلا ازت انتطار نداشتم گفتم تنها نبودم با دوستم بودم تو دانشگاه ....گفت فکرش و نمیکردم ....گفت جواب من نه تو از روی احساس داری تصمیم میگیری گفتم نه گفت کاری نکن نزارم دانشگاه بری گوشیم و به پدرم دادم وبه مهدی پیام زدم به من زنگ پیامک نزن خودم خبر میدم بهت بعد از خواستگاری دوستام هم که راضی نبودند من با مهدی باشم امدند گفتند پسره اینجوریه ....مادرم بدتر شد یک روز تو دانشگاه که بودم کلاسم زود تمام شد منتظر شدم دوستام برند چون میرفتند گزارش میدادند از من به خانواده ام دیدم از دانشگاه خارج شدند از تلفن عمومی دانشگاه زنگ زدم به مهدی گوشی رو برداشت داغون بود خیلی از صداش مشخص بود گفت واییا دانشگاه الان میام چون اخرین باری که قرار شد من زنگ بزنم گفت موقعیتش شد به من زنگ بزن هم وببینیم تو نیمکت دانشگاه نشستم ۱ساعت بعد مهدی رو دیدم باورم نمیشود ریش گذاشته بود ریشها بلند شده بود ما حدود دوهفته بود از هم بی خبر بودیم خیلی سخت بود منم که داغون و بی حوصله گفت درست میشه مطمئن باش فقط تو با من باش من هر جور هست تلاشم و میکنم خانواده ات وراضی میکنم ..... این اهنگ که گذاشتم یکی از این اهنگهایی بود که اون روزها گوش میدادم . . . #خاطرات #زندگی #عشق #داستان #دوستی #ازدواج #دانشگاه #نقاش #هنرمند #دوست #اشک #گریه #زندگی # #couple #cute #adorable #love #wearabletherapy #FightForOurMarriage #kiss #kisses #hugs #romance #forever #girlfriend #boyfriend #gf #bf #bff #together

60
4 hours ago

قسمت۱۱ روز خواستگاری خیلی استرس داشتم باباش کیه چه جوریه داداش هاش .... بابام خوشش میاد نمیاد.... مهدی مثل همیشه پیامک داد ما رسیدیم پشت دریم همان لحظه زنگ وزدن امدن داخل مهدی گل به دست با یک جعبه شیرینی خودش وباباش وداداش کوچیکش امده بودند مهدی ۴تا بچه بودند ۴تا پسر وما دودختر ویک پسر که من فرزند وسط بودم داداشم اولی وخواهرم اخری بود یکم نشستن حرفها شروع شد کارت چیه ....مهدی خیلی استرس داشت وهی با دستمال کاغذی در دستش بازی میکرد از استرس خیلی خیلی هم جدی بود بعد از کلی حرف واشنایی رفتند مادرم گفت نه اصلا😱پسره جدی بود عصبی بود همش دستمال تو دستش وخیلی چیزهای دیگه....گفت نه که نه هر چی من میگفتم میگفت نه پدرم امد پیشم و گفت هر چی میدونی بگو من فردا میرم تحقیق منم هر چی راجب مهدی میدونستم گفتم ............. پدرم رفت تحقیق کرد وامد پیشم وفقط به خودم نتیجه تحقیق و گفت خیلی چیزها رو گفت درستم گفت من تا حدی میدونستم اما دلیل نمیشود یکی از اونها رابطه من با پدرم که خیلی صمیمی بود ولی مهدی اینجوری نبود من به پدرم بابا میگفتم ولی مهدی نه هنوز بعد از چند سال زندگی بازم با اسم صداش میکرد ... پدرم میترسید این رابطه تو رابطه من و پدرم تاثیر بزاره خیلی چیزهای دیگه پدرم هم گفت نه خلاصه من داغون شدم انجا بود که فهمیدم عاشق شدم 😭😭 . . . #خاطرات #زندگی #عشق #داستان #دوستی #ازدواج #دانشگاه #نقاش #هنرمند #دوست #اشک #گریه #زندگی # #couple #cute #adorable #love #wearabletherapy #FightForOurMarriage #kiss #kisses #hugs #romance #forever #girlfriend #boyfriend #gf #bf #bff #together

60
5 hours ago

قسمت۱۰ چند روز بعد مادر مهدی به خانه ما امد خیلی دلهره داشتم قبلش به مهدی گفتم اگر مامانت بیاد و خوشش نیاد از من چی مهدی گفت میدونم خوشش میاد ازت گفتم نیاد چی حالا گفت هر جور شده من تو رو میگیرم استرسم بیشتر شد اگر برعکس بشه چی خانواده من قبول نکنن چی .... مهدی پیامک زد مامانم حرکت کرد از بالا پنجره نگاه میکردم دیدم مامانش زنگ و زد ومادر مهدی با یک جعبه شیرینی وارد شد مادرم در و باز کرد وکمی با مادرم صحبت کردند و مادرم من و صدا زد سلام احوال پرسی کردم و نشستم مامانش یکم تعریف کرد و از خودم پرسید ....بعد از کمی صحبت رفت مامانم گفت خوب بودند ...دیگه باید منتظر تماس مادر مهدی بودیم که ببینیم چه جوری میشه مهدی پیامک زد مامانم خوشش امده ازت وخانواده ات ....فردای ان روز مامان مهدی زنگ زد وقرار خواستگاری و گذاشت پدرم عادت داشت تا اون موقع هر خواستگاری می امد تحقیق میکرد واگر خوب بود راه میداد مهدی اولین خواستگاری بود که بدون تحقیق پدرم راهشون داده بود خواستگارهای قبلی یا خوب نبودند یا از نظر سنی تفاوت سنی زیادی داشتیم یا خیلی پرجمعیت بودند....که نمی امدند اصلا به یک بهونه ای رد میشدند . . . . #خاطرات #زندگی #عشق #داستان #دوستی #ازدواج #دانشگاه #نقاش #هنرمند #دوست #اشک #گریه #زندگی # #couple #cute #adorable #love #wearabletherapy #FightForOurMarriage #kiss #kisses #hugs #romance #forever #girlfriend #boyfriend #gf #bf #bff #together

70
5 hours ago

Mazandaran,bandpey,moziketi

563
6 hours ago

در اهرام مصر نوشته اند: اگر برده ای مریض شد گردنش را بزنید در دیوار چین برده ای که بیمار میشد را لای دیوار میگذاشتند ! اما در تخت جمشید مزد دریافت کرده و بیمه میشدند. @amirasadi792 #follow #f4f #followme #socialenvy #wearabletherapy #FightForOurMarriage #followforfollow #follow4follow #teamfollowback #followher #followbackteam #followhim #followall #followalways #followback #me #love #pleasefollow #follows #follower #following

110
6 hours ago

تا حالا به اين بته كه رو فرشامون هست دقت كرديد؟ طرح "بُته" در فرش ایرانی در اکثر روایات نماد سرو زرتشت است که از تواضع و يا بر اثر تندباد حوادث خمیده شده. بعضی نیز آن را نماد آتش زرتشت دانند. #follow #f4f #followme #socialenvy #wearabletherapy #FightForOurMarriage #followforfollow #follow4follow #teamfollowback #followher #followbackteam #followhim #followall #followalways #followback #me #love #pleasefollow #follows #follower #followingتولد

120
6 hours ago

مسجد چوبی نیشابور، اولین مسجد چوبی مقاوم در برابر زلزله در جهان می‌باشد! شکل ظاهری آن به صورت کشتی‌ای وارونه بر زمین است ! در ساخت این مسجد، 40 تن چوب استفاده شده است #follow #f4f #followme #socialenvy #wearabletherapy #FightForOurMarriage #followforfollow #follow4follow #teamfollowback #followher #followbackteam #followhim #followall #followalways #followback #me #love #pleasefollow #follows #follower #following

131
6 hours ago

📌پل زیبا و تاریخی مارنان اصفهان با ۱۷ دهانه در اصل ماربین نام داشته‌ که خود ماربین دگرگون شده«مهربین» از فرهنگ اوستایی است و واسطه اتصال دو ساحل شمالی و جنوبی زاینده رود بوده‌ #follow #f4f #followme #socialenvy #wearabletherapy #FightForOurMarriage #followforfollow #follow4follow #teamfollowback #followher #followbackteam #followhim #followall #followalways #followback #me #love #pleasefollow #follows #follower #followingتولد

110
6 hours ago

ساخت تخت جمشید در دوران داریوش، پسرش خشیارشا و پسرزاده‌اش اردشیر یکم ادامه داشت ! در واقع ساخت تخت جمشید تا 188 سال، یعنی پایان حکومت هخامنشیان ادامه داشت و هیچگاه به پایان نرسید #follow #f4f #followme #socialenvy #wearabletherapy #FightForOurMarriage #followforfollow #follow4follow #teamfollowback #followher #followbackteam #followhim #followall #followalways #followback #me #love #pleasefollow #follows #follower #following

100
6 hours ago

📚ﺑﻨﺎﯼ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺷﮑﻮﻩ ﻗﻠﻌﻪ ﺍﻟﻤﻮﺕ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺭ ﻗﺰﻭﯾﻦ ﺍﯾﻦ ﻋﮑﺲ ﺗﻮﺳﻂ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﮐﻠﻤﺒﯿﺎ ﺑﺎﺯﺳﺎﺯﯼ ﺷﺪﻩ است. حفاری ‌هایی که در دوره قاجار برای یافتن گنج در قلعه الموت انجام شده سبب ویرانی آن شده ‌است. #follow #f4f #followme #socialenvy #wearabletherapy #FightForOurMarriage #followforfollow #follow4follow #teamfollowback #followher #followbackteam #followhim #followall #followalways #followback #me #love #pleasefollow #follows #follower #following

110
6 hours ago

باورتون میشه این مقبره در افغانستان متعلق به ابوریحان بیرونی، دانشمند، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، تقویم‌شناس، انسان‌شناس، تاریخ‌نگار، گاه‌نگار و همه‌چیزدان سدهٔ چهارم و پنجم هجری باشه؟! #follow #f4f #followme #socialenvy #wearabletherapy #FightForOurMarriage #followforfollow #follow4follow #teamfollowback #followher #followbackteam #followhim #followall #followalways #followback #me #love #pleasefollow #follows #follower #following

110
9 hours ago

قسمت۹ مهدی فردای ان روز تو دانشگاه اسرار کرد که طرف و نشانش بدم گفتم نمیشناختمش حالا ول کن میخواهی چی بگی..... ۲روز بعد دختره امد جلو باز به من گفت ببخشید اون روز این حرفها رو زدم حقیقت نداره من و ببخش این و گفت و رفت چند روز بعد من با مادرم صحبت کردم و گفتم یکی تو دانشگاهمون هست اینجوری....میخواد بیاد خواستگاری شمارمون و میخواد ...مامانم گفت با بابات صحبت کنم قرار شد شماره خونمون و بدم مامان مهدی چند روز بعد زنگ زد قرار شد یک روز خودش بیاد تنها خونمون . . . . . #خاطرات #زندگی #عشق #داستان #دوستی #ازدواج #دانشگاه #نقاش #هنرمند #دوست #اشک #گریه #زندگی #خواستگاری #بله برون #مشاوره #couple #cute #adorable #love #wearabletherapy #FightForOurMarriage #kiss #kisses #hugs #romance #forever #girlfriend #boyfriend #gf #

50
9 hours ago

قسمت ۸ به دوستم جریان و گفتم همان روز مهدی رو دیدیم چون تو یک دانشگاه بودیم هم و میدیدیم گاهی وقتها نمیخواستم مهدی جریان دختره را بفهمه سوار تاکسی شدم با دوستم که بریم خانه مهدی هم جلو نشست ما همه باید خاوران پیاده میشدیم بعد از اون ور هر کسی با هر وسیله ای که میخواست میرفت خانه اش به دوستم یواش داشتم میگفتم که مهدی حواسش بود موقع پیاده شدن از ماشین با دوستم خداحافظی کردم مهدی من و کشید کنار وگفت کارت دارم گفتم بله گفت چی شده گفتم هیچی گفت به ارواح خاک بابات راست بگو گفتم قسم نده ول نکرد اسرار پشت اسرار منم سربسته گفتم قران و از کیفش دراورد گفت قسم میخورم اینجوری نیست برام پاپوش درست کردن تو باورت شده گفتم اگر باورم شده بود که الان اینجا نه ایستاده بودم ولی داغون بودم از تو خداحافظی کردم ورفتم خانه دلم یک حالی بود رفتم سر جانمازم و زدم زیر گریه گریه میکردم😭😭😭😭گفتم خدایا خودت کمکم کن اگر خوب نیست از سر راه زندگیم ببرش کنار اگر خوبه خودت راه و نشانم بده خدایا کمکم کن😭😭😭 خیلی حالم بد بود چون حقیقتا شناختی نداشتم ته دلم وخالی کرده بودند . . . . #خاطرات #زندگی #عشق #داستان #دوستی #ازدواج #دانشگاه #نقاش #هنرمند #دوست #اشک #گریه #زندگی #خواستگاری #بله برون #مشاوره #couple #cute #adorable #love #wearabletherapy #FightForOurMarriage #kiss #kisses #hugs #romance #forever #girlfriend #boyfriend #

50
9 hours ago

قسمت۷ قرارمون تو ایستگاه اتوبوس بود جایی که اتوبوس های دانشگاهمون توقف میکرد دیدمش سلام کردم گفتم امروز ۱ماه شد از دیدارمون با هم دیگه نیازی نمیبینم همدیگر و ببینیم شما هم اگر شناختی تو این مدت نسبت به من بخواهید پیدا کنید تا حدی پیدا کردید دیگه نیازی به ادامه این رابطه نمیبینم اگر خواستید میتونید به مادرتون بگید تماس بگیره منم مادرم ودرجریان بزارم مهدی هم ناراحت بود هم استرس گرفته بود گفت به مادرتون بگید من به خاطر اینکه بهت ثابت کنم که میخوامت میام جلو ولی جریان مشکلات ما از همین جا اغاز شد دوستان دانشگاه ما وقتی فعمیدن جریان ما را یکی از دوستام من خیلی دوست داشت ودوست صمیمی من بود هی میگفت این خوب نیست قدش کوتاهه قشنگ نیست...منم گفتم بابا بدم نیست بعدشم من که نمیخوام با قد چهره اش زندگی کنم قدشم بنده خدا کوتاه نیست منتها خیلی بلند نیست یک روز بعد از این جریان تو دانشگاه ایستاده بودم که یک دختر امد جلو گفت شما فلانی میشناسید مهدی رو میگفت کلی حرف زد وگفت این همینجوریه با دخترها دوست میشه کارش کلک زدنه اهل... من شکه بودم فقط تنها کلمه ای که از دهانم خارج شد گفتم اگر دروغ بگی پاشو میخوری . . . #خاطرات #زندگی #عشق #داستان #دوستی #ازدواج #دانشگاه #نقاش #هنرمند #دوست #اشک #گریه #زندگی #خواستگاری #بله برون #مشاوره #couple #cute #adorable #love #wearabletherapy #FightForOurMarriage #kiss #kisses #hugs #romance #forever #girlfriend #boyfriend #gf

70
10 hours ago

قسمت۶ برگشتم پشت سرم و نگاه کردم و دیدم ایستاده گفتم چیزی شده گفت باورم نمیشه گفتم چی گفت منم زندگیم مثل شماست وقتی بچه بودم پدرم فوت میکنه ومادر منم ازدواج کرده من😐 باورم نمیشود جالب این بود که قطعه های پدرهامون در بهشت زهرا روبه روی همدیگر هست یعنی انها اون دست خیابان ما این دست خیابان هستیم این بیشتر من ومهدی رو شکه کرد مهدی گفت رفتی جریان امروز به مادرتون بگید بگید که یکی من و میخواد ...تو جریان باشند ولی اینکه باهاش باشم و تا ۱ماه برای شناخت و نمیتونستم بگم قرار شد بعد ۱ماه بگم که ازش مطمئن بشم که اونی که میخوام هست اصلا بهم میخوریم .... یک هفته گذشت و همدیگر را میدیدیم با هم راجب هم خانواده هامون حرف میزدیم هفته سوم که شد گفت مادرم میخواد شما رو ببینه گفتم اصلا حرفش و نزنید گفت مامانم انجوری نیست ...گفتم اصلا شما اگر مادرتون میخواد من و ببینه بهتره بیاد جلو برای خواستگاری فردا مادر شما بر نمیگرده بگه اگر دختر خوبی بودی نمی امدی تو خیابان بدون اجازه خانوادت من و ببینی گفت مادرم اینجوری نیست گفتم اصلا من خودم هم روم نمیشه خلاصه قبول کرد دو روز بعد که داشتم می امدم گوشیم زنگ خورد سلام ...دیدم مادر مهدی هست حالم و پرسید رشته تحصیلیم و ....گفت مهدی از شما تعریف کرده .... داشتم اون لحظه سکته میکردم از استرس خلاصه هفته چهارم که رسید به مهدی پیامک دادم میخوام ببینمتون یک مطلبی هست که باید بهتون بگم حتما . . . . . #خاطرات #زندگی #عشق #داستان #دوستی #ازدواج #دانشگاه #نقاش #هنرمند #دوست #اشک #گریه #زندگی #خواستگاری #بله برون #مشاوره #couple #cute #adorable #love #wearabletherapy #FightForOurMarriage #kiss #kisses #hugs #romance #forever #girlfriend #boyfriend #gf

50
13 hours ago

قسمت ۵ از خودش گفت رشته تحصیلیش و...از من پرسید رشته تحصیلیم گفت قصد من ازدواج هست الان چیزی ندارم ولی اگر بدونم صبر میکنید همه چی رو درست میکنم ....گفتم من نمیتونم با شما زیاد باشم نهایت۱ماه فقط برای اشنایی بیشتر شما هم اگر قصدتون ازدواجه با همین شرایط بیایید جلو وگرنه شرمندتونم بعد گفتم یک چیزی رو هم میخوام بهتون بگم گفت بفرمایید گفتم من پدرم و۲سالگی از دست دادم پدرم فوت کرده و مادرم ازدواج کرده البته من پدرم وخیلی دوست دارم مثل پدر خودمه بابا صداش میکنم و برای من خیلی زحمت کشیده .... یک لحظه دیدم کسی نیست دارم با کی حرف میزنم🤔 . . . . . . . . #خاطرات #زندگی #عشق #داستان #دوستی #ازدواج #دانشگاه #نقاش #هنرمند #دوست #اشک #گریه #زندگی # #couple #cute #adorable #love #wearabletherapy #FightForOurMarriage #kiss #kisses #hugs #romance #forever #girlfriend #boyfriend #gf #bf #bff #together

51
2 days ago

...آرامش یعنی میان صدها مشکل خیالت نباشد...☘❤ لبخند بزنی😊 چون می دانی خدایی داری که هوایت را دارد☘❤ که با بودنش همه چیز حل می شود☘❤ . . سلام رفقای جان🌼شب زیبای زمستونیتون بخیر🌼شادیهاتون مستدام🌼زندگیهاتون آروم☘❤☘❤ _________________________ . #روزمرگی_ها_ی_من #خانم_باسلیقه #خانم_خونه #خونه_من #آرامش_خونه #نوشیدنی #خوشمزه #عاشقانه #food #foodporn #yum #instafood #socialenvy #wearabletherapy #FightForOurMarriage #yummy #amazing #instagood #photooftheday #sweet #dinner #lunch #breakfast #fresh #tasty #food #delish #delicious #eating #foodpic

544210
1 month ago

‌می‌خواست معمولی باشد، بیرون می‌رفت، می‌رقصید، با همه صحبت می کرد، ذوقی مثل دیگران داشت. ولی همه را مضطرب می کرد. حتی تنها از حالتش و قیافه اش پندار و اشتغال خاطره هایی به او نسبت داده می شد که نداشت یا اگر هم داشت رو نمی کرد. ۲۱ سال گذشت ‌. امیدوارم ۲۲ سالگی ام با ثبات معنا و مفهوم زندگیم همراه باشه. 📷: @mikaeilgholirad 😘

31583
2 months ago

.ویدیو از @mikaeilgholirad مهم نیست حقیقت چیست! مهم نیست زندگی چه معنایی دارد! مهم این است که ما با جهان درونی مان چطور جهان بیرون از خودمان را میبینیم و تفسیر میکنیم. مهم نگاه ماست. ما همه با تمام شباهت هایی که داریم بسیار با هم متفاوت هستيم ! متفاوت در نگاه و دیدگاه. در رفتار و واكنش! در تفسیرو تحليل! ما موجوداتی بسیار شبیه و در عين حال بسیار متفاوتیم! درست همین تفاوتهاست که ما را به چالش میکشد و همین تفاوتها در رابطه ها ست که میتواند ما را در رنج قرار دهد. تفاوتهای ما و دیگری، سراغاز برداشت های متفاوت و در نهایت رفتارهای متفاوت و واکنش های متفاوت است. انچه برای ما ارامش بخش است برای ديگري نیست. انچه برای ما سخت است برای او نیست. انچه برای ما زیباست برای او نیست. انچه برای ما نوعي ابراز علاقه است برای او نیست. ما همه با تمام تفاوتها در یک جهان در کنار هم زندگی میکنیم پس قرار است بتوانیم با تفاوتهای هم کنار بیاییم. فروتنی از تحمل همین تفاوتها شروع میشود از اینکه گاهی سکوت کنیم و با خودمان فکر کنیم " برداشتها و دیدگاههای متفاوتی وجود دارد، دیدگاههای ما رفتارهای ما را شکل میدهد، پس ما مدام در معرض رفتارهای متفاوتیم و این وظیفه ی ماست که به این تفاوتها احترام بگذاریم" بسیاری از ما به دنبال ارامش هستیم اما یکی از مهم ترین اصول زندگی کردن را نمیخواهیم رعایت کنیم و پریشان به دنبال ارامشیم! اصل احترام و سکوت! ادمهایی دنیاهای درونی ارام تری دارند که اشفتگی و تفاوت ها را به عنوان بخشی از زندگی پذیرفته اند و مدام تلاش نمیکنند دیگران را تغییر دهند و انها را شبیه به انچه که خودشان مي پسندند كنند! ادمها با ما متفاوتند هم در نگرش و هم در رفتار و این به معنای حمله و توهین به ما و نگرش های ما نیست! اگر شخصی شبیه به ما تفسیر نمیکند به این معنا نیست که به ما توهین میکند! در رابطه هایمان کمی صبورتر باشیم و گاهی یاد بگیریم که تفاوتها را ببینیم و واکنشی نشان ندهیم. چرا نمیتوانیم دنیا را همانگونه که هست بپذیریم؟ دنیا و ادمها به علت همین تفاوتها دوست داشتی و زیبا شده اند. ادمها را تصور کنید که همیشه هم عقیده و هم نگرش با ما باشند! به نظرتان چقدر میتوانیم شباهت را تحمل کنیم؟ ما هم در شباهت های بسیار زیاد خسته میشویم و هم در تلاش برای تغییر تفاوتها!! پذیرش و سکوت چشمهای ما را به دنیایی دیگر باز میکند ، دنیایی متفاوت که مستقل از ما در درون دیگران وجود دارد و قرار نیست هویت دنیای درونی ما را زیر سوال ببرد. تحمل کنیم تفاوتها را. تحمل دنیای درونی ما را

1483
2 months ago

همیشه حواستان نباشد به اشتباهات و حرفهای متعارض ادمها. گاهی خطا پوش باشید! گاهی ارام باشید و با لبخندی گذر کنید و رابطه تان را تحت فشار قرار ندهید! ما همه رازهایی داریم و بخش هایی از افکارمان را پنهان میکنیم. رابطه ی عمیقِ صمیمانه این نیست که با پرس و جوی مدام طرف را بازپرسی کنیم تا تمام افکار و احساساتش را با ما در میان بگذارد! و شخصی که شبیه به برده، تمامِ خودش را در اختیار شما قرار میدهد و فقط اطاعت میکند را، تشویق نکنید! این عشق نیست! این رابطه نیست! این سلطه گری شما و بردگی و بیچارگی طرف مقابلتان است. خطا پوش و ارام باشید. کنترل نکنید و اجازه دهید از بخش هایی از افکار و احساسات طرف مقابلتان خبر نداشته باشید. #moghimi پ.ن: تولدش :*

1611
3 months ago

هرچه بیشتر دوست بداری کمتر می اندیشی، در راه عشق می بایست همه چیز را به فراموشی سپرد... مطرود لوئیجی_پیراندلو

1613
4 months ago

واژه ها اندیشه ها را خوب نمی رسانند، همین که بر زبان آمدند اندکی دگرگونه می شوند و کمی کژی می پذیرند و معنی را از دست می دهند و با این همه مرا خوش می آید و درست می نماید که هرچه برای یکی ارجمند و خردمندانه باشد برای دیگری بیهوده و یاوه است.

1741
4 months ago

. اگر فریادِ مرغ و سایه‌ی علفم این حقیقت را در خلوتِ تو باز یافته‌ام. حقیقت بزرگ است و من کوچکم، با تو بیگانه‌ام. فریادِ مرغ را بشنو سایه‌ی علف را با سایه‌ات بیامیز مرا با خودت آشنا کن بیگانه‌ی من مرا با خودت یکی کن. #شاملو

1763
1 year ago

. چه استعداد های جوانی که در چهار دیوار یک اتاق زیر شیروانی مانده اند و در میان جمعیت یک ملیون نفری از نداشتن یک دوست و یک یار دلسوز پیش چشم انبوه کسانی که از طلا و ثروت خسته و ملول گشته اند می پژمرند و تلف می‌شوند! در پرتو چنین اندیشه ای خودکشی ابعاد غول آسایی به خود می‌گیرد. فقط خدا می‌داند که در فاصله مرگ ارادی و آن امید باروری که جوانی را به سوی پاریس می‌خواند، چه تصورات و چه اشعار ناتمام، چه نومیدی ها و فریاد های فرو خورده، چه اقدامات بی فایده و چه شاهکارهای در نطفه مرده با هم تصادم میکنند. هر خودکشی چکامه پر عظمتی از اندوه مالیخولیایی است. کدام کتاب را در اقیانوس ادبیات شناور می‌یابید که از حیث نبوغ بتواند با این خبر روزنامه برابری کند:(( دیروز ساعت چهار زن جوانی از فراز پل دزار خود را به رودخانه سن انداخت))؟

1143
1 year ago

ريشه هاي ما به آب شاخه هاي ما به آفتاب مي رسد ما دوباره سبز ميشويم...

1764
1 year ago

. le beau n'est le commencement du terrible #masal souvenirs

1474
1 year ago

استعاره ي غريب !

1061
1 year ago

. نيچه پيش بيني كرده بود انسان گرفتار در هزارتو نه در جستجويِ حقيقت بل تنها در طلب يافتن آريان خويش است پروست هم در جستجوي آريان خويش بود و همه ي اين ها كي و چگونه ميسر مي شود؟ در لحظه ي حقيقت، در نيمه عمر حوادثي كه بر انسان تاثير بنيادي مي گذارد و او را به جستجوي آريان خويش مي فرستد . نيمه ي عمري كه الزاما نيمه عمر انسان نيست و<< نه ارزش طولي بل اهميتش در تاثير گذاري ان است >> ‏ ‎آريان دختر مينوس و پازيفه هنگامي كه تزه )) Ariane ‎براي جنگ با مينوتور به كرت آمد،آريان گرفتار عشق او شد و براي اينكه تزه بتواند از لابيرنت(هزارتو) ،زندان مينوتور خارج شود كلاف نخي را به او سپرد تا با باز كردن آن بتواند به آساني ره بازگشت خود را پيدا كند و سپس با او گريخت تا دچار خشم مينوس نشود . اما نتوانست خود را به آتن برساند چون در يكي از منازل ميان راه ،در جزيره ي ناكسوس ، هنگامي كه به خواب رفته بود تزه او را ترك گفت .))

941
1 year ago

. او ده هاي متمادي در فرانسه نويسنده اي نفريني بود و بي گمان خود نيز مي دانست . ژان پل سارترِِِِ فيلسوف و روشنفكر تا پايان عمر ، نهاني ، آثار ((بورژوامآبانه و سركوبگرِِ كمون )) پروست را همچون نفرين نامه ميخواند و سارترِ رمان نويس از نويسنده ي ((جستجو )) بسيار تاثير پذيرفته بود، اگرچه هرگز در نوشته هاي عمرمي خود كلمه اي در ستايش او نگفت . گفته مي شود كه سارتر بسيار ناراحت بود كه اقبال فراوان به آثار پروست باعث شده تا ادبيات متعهد مورد نظر وي كه نماد آن (( آندره ژيد )) بود كمرنگ شود #ضد_سنت_بوو

841
2 years ago

Nesar w garfield💁🏼

833
2 years ago

. به محض حس کردن روزنه باریکی از نور افتاب ایکی ثانیه لش میکنه میگیره میخابه😐🐰

7014
2 years ago

های آی ام بوچکه ل 😌👋

727
2 years ago

. تو خوبی خیلی بد خیلی خوبی حتی اگه بد بودی یه گوله از تفنگ کالیبر 24 خیالیمو حروم جوجه های قرمز و سفید همیشه مزاحم رو شونه هام.میکردم بعد دستای اگونی کشیده تو با قاطعیت تمام تو دستام خیلی سفت و خیلی محکم  قفل میکردم و خیره تو جفت سوفله های فرانسوی لعنتی ات به تو میگفتم که بدون تو درختی بیش نیستم بدون ریشه , بدون احساس سمفونی شماره 9 بتهوون را جوری بر لب هایت می نواختم که تمام شهر غرق در لذت  زندگی شود و همه میتوانستند بدون بلیط و کاملا رایگان ببینند و بشنوند دیوانگانی را که میخاهند امید ببخشند حتی واهی تو گفتی عشق همچون خدا قابل اثبات است و امضا کردی که هنوز به قول براتیگان برای گرفتن هیزم از همسایه ها زیاد دیر نشده ومن خسته و ترسان از کابوس های دیشب وقتی که نگاه نقرای ات را سیر نوشیدم لباس هایم را پوشیدم خواب دیده بودم همدیگر را در ایل سن لویی کنار کلیسا سن لویی همدیگر را دیده ایم غرق هم بودیم اما نه دستانت را می توانستم.بگیرم و نه نامت را بر زبان بیاورم فقط خود را با چیزهای مسخره سرگرم.میکردم مست بودم مست مست مست رویا مست خود مثل دریا از صدای موج های جذابش پس گریستم زیاد ولی با این.همه عاشقت بودم زبری لطیف صورتش را دستانم به گرمی احساس کرد گفتم حالا می توانم اواز بخوانم بگریم سیل شوم و غرق شوم خطر کنم زهر باشم و جادو کنم و محکم در آغوشت بگیرم جوری که دیگر خود را حس نکنم حس کنم که هیچکسم من دوس دارم این هیچکس بودن را خود بودن را با تو بودن را مثل تو که هیچکس شدی برای من و ما یک جفتیم برای هم به کسی هم نخواهیم گفت مبادا دوباره کسی شویم پ.ن: :) 17:24 94/5/7

694